وبلاگ نویسی، الانش خیلی قشنگ تر از ۱۰ سال پیشه. دست همون موقعی که رونق داشت رو می گم. وقتی که همه به خاطر مد و دوست یابی متنای عاشقانه می نوشتن.
خدا رو شکر این قشر فعلا در جبهه های دیگری چون اینستاگرام مشغول مخ زنی هستن و دنبال عکسای قشنگن! از متن رسیدن به تصویر. بعدی چی باشه خدا می دونه. فرصت رو مغ
همان طور که بسیاری از طراحان جوان هنگام ترک مدرسه در می یابند، طراحی کردن برای خود یک چیز است و طراحی کردن برای کارفرمای واقعی با تعصبات و پیش داوری های شخصی و سازمان چیزی دیگر و کاملا متفاوت. هنگامی که کارفرما خود استفاده کننده نهایی طرح نیست، مساله از آن هم پر ابهام تر است.
این جدا افتادگی روزاف
هر کسی از یک راهی برای ادامه ی مسیرش انرژی می گیره. من این رو از مردم می گیرم. از سادگیشون. از این که توی ساختاری پیچیده و فاسد غرق می شن و مجبورن نقش بازی کنن. مجبورن کثیف باشن. ولی نیستن...
من این انرژی رو از بچه های توی پارک محله مون می گیرم. همونایی بلند و بی پیرایه بازی می کنن. از همون زوجای جو